![]() |
![]() |
|
| شعرهای مهدی تقی نژاد |
|
شب به خیر امروز هم بی تو غروب کردیم امروز هم بی تو چه روزهای سردی چقدر آفتاب خجالت می کشد پیاده روها یخ زده اند پای عابران لیز می خورد و صورتشان کبود می شود کبودتر چه تاول های زشتی سر وا کرده اند چه تاول های زشتی قارچ شده اند چه تاول های زشتی لبخند می زنند از سمت راست حرکت کنید لطفا حرکت کنید زیر پایتان مبادا زیر پایتان غزلی سکوت کرده است. تهران- دی ۸۵ |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 12:15 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
و باز یک غزل خیلی قدیمی دیگر
دیشب برایم از درد می گفت از لحظه های نامرد می گفت از چشم های بی آب و بی چشم از قلب های دلسرد می گفت از کوچه های بن بست و خاکی از کفش های ولگرد می گفت دیشب شبیه یک قصه گو بود از واژه های شبگرد می گفت من بودم و دل تنهای تنها دل قصه دل پر درد می گفت |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 12:34 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
اين هم يك شعر قديمي ديگر حرف هايت تمام تكراري ست واژه هايت هميشه بازاري ست مثل آن وقتها به يادت هست؟ كار و بار تو مردم آزاري ست دل تو لحظه اي شكوفه نداد دل من هيات عزاداري ست دل تو دست چشمهايت بود دل من مايه گرفتاري ست چشمه هايي كه در دلم جوشيد رودهايي صميمي و جاري ست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 13:3 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
به یاد بم ای قامت پاره پاره برخیز ای بام پر از ستاره برخیز ما طاقت شیونت نداریم لبخند بزن دوباره برخیز نخل تو نجیب و سر به زیراست ای شهر همه مناره برخیز تو شعر بلند عشق هستی ای ارگ به یک اشاره برخیز هرچند که زخم دیده ای تو با آن تن پرشراره برخیز نام تو همیشه جاودان است باز از پس صد هزاره برخیز دی ماه 1382 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 7:29 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گلبن تخلص حاج محمد کاظم(1270 ق) شاعر همشهری و سلیم النفس و از معدود شاعران خوب کازرون است که مجموعه اشعاری از ایشان به جا مانده و مقبره شان نیز مشخصاَ در کازرون است اما بدون بنا و سنگ مزار.
|
| پیوندهای روزانه |
|
گلبانگ (مهدي تقي نژاد) فرهنگ نوشت (مهدي تقي نژاد) آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|