![]() |
![]() |
|
| شعرهای مهدی تقی نژاد |
|
منم عاشق کوچه های غریبت تماشاگر نخل های نجیبت تویی سربه زیر و همانند دریا پریشانی و آفرین بر شکیبت تمام تو سرشار از بوی خوبی تمام تو و غیرت بی رقیبت تو در تنگ چوگان غرورآفرینی شگفتا بر آن سال های عجیبت همیشه به یاد توام شهر خوبم و شاپور و دریاچه دل فریبت 1374 |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 22:47 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
فعلا همین چهار بیت اینجا قیامت است به من آب می دهید یک جرعه از تبسم مهتاب می دهید اینجا قیامت است و شب های بی فروغ آیا به من ستاره شبتاب می دهید من عهد کرده ام که ببوسم لب کسی یک غنچه شکفته شاداب می دهید حرفی نزن که خسته ام از هرچه صحبت است چشمی برای دیدن یک خواب می دهید |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 23:0 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
تنهای تنها مثل همیشه ترکیب تردی از جنس شیشه جنس زمان نیست مثل مکان نیست او از تبار خاک است و ریشه مانند دفتر یک دفتر عشق مانند آب است آیینه پیشه آری دل من از جنس خاراست یک آشنای دیرین تیشه من هم همین را می خواهم ای دل تنهای تنها مثل همیشه آبان 71 |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 23:20 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
از سال 1375 به خاطر مسایلی چند تن شکر بین من و مرحوم نصرالله مردانی شاعر همشهریمان آب شده بود که تا آخر هم ادامه داشت. یک شب خواهرم که دانشجوی ادبیات فارسی دانشگاه کازرون بود زنگ زد و گفت از سوی دانشگاهشان مسابقه شعری برای تجلیل از نصرالله مردانی برگزار شده و علاقه مندان به شرکت باید ادامه این بیت را بسرایند( تکتاز غیور عرصه ایرانی/شیرین سخن دیارمان مردانی) قرار بود نفرات برگزیده نیز جوایز خود را در مراسمی از دست آن مرحوم دریافت کنند که متاسفانه بیماری و سپس ... مانع از این کار شد. این شعر حاصل آن شب است و اکنون که امکان بازپس گیری سکه مسابقه وجود ندارد به مناسبت سالگرد ایشان تقدیم می دارم.
تکتاز غیور عرصه ایرانی شیرین سخن دیارمان مردانی برخیز بریز آتش عشقت را تا شعله کشد شراره انسانی تصویر تو در قاب دلم جوشان است در سینه هر آینه ای پنهانی در وسعت این دایره مینایی دریای دلی چقدر بی پایانی تو سبزتر از بهاری و می دانم سرسبزتر از بهارها می مانی |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 23:31 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گلبن تخلص حاج محمد کاظم(1270 ق) شاعر همشهری و سلیم النفس و از معدود شاعران خوب کازرون است که مجموعه اشعاری از ایشان به جا مانده و مقبره شان نیز مشخصاَ در کازرون است اما بدون بنا و سنگ مزار.
|
| پیوندهای روزانه |
|
گلبانگ (مهدي تقي نژاد) فرهنگ نوشت (مهدي تقي نژاد) آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|