![]() |
![]() |
|
| شعرهای مهدی تقی نژاد |
|
مردان قبیله شعله بر دوش شدند با آتش و خاک و خون هم آغوش شدند حالا که تمام شهر در خواب خوش است مردان قبیله هم فراموش شدند
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:49 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
بیست و دو اردیبهشت سه سال پیش پدرم در تصادف دلخراش رانندگی از دنیا رفت. این رباعی را برای سنگ مقبره اش نوشتم: این زرد چه بود سبز شد در دل ما این تلخ ترین زهرکه شد حاصل ما برخیز پدر مباد راضی باشی از آتش گر گرفته در منزل ما
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:37 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
خورشید مضایقه کرد و من برای یک نگاه چشم هایم را رها کردم در کسوفی بی انتها ۷۸/۵/۲۲ |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 19:37 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
دست هایت بوی یاری می دهند بوی شب های بهاری می دهند چشم هایت مثل دریایی عمیق معنی شب زنده داری می دهند مثل تنهایی، تراکم، انفجار بوی سوز بی قراری می دهند مثل بودن، مثل رفتن، مثل عشق لذت صد رود جاری می دهند در میان فصل سرما، دشت زرد بوی آواز قناری می دهند 1373 |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 23:46 توسط مهدي تقي نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گلبن تخلص حاج محمد کاظم(1270 ق) شاعر همشهری و سلیم النفس و از معدود شاعران خوب کازرون است که مجموعه اشعاری از ایشان به جا مانده و مقبره شان نیز مشخصاَ در کازرون است اما بدون بنا و سنگ مزار.
|
| پیوندهای روزانه |
|
گلبانگ (مهدي تقي نژاد) فرهنگ نوشت (مهدي تقي نژاد) آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|